تبليغاتX
نون و پنیر
حرف حساب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

ببین داداش

تجربه ثابت کرده که همزمان نمی تونی هم برینی هم بشاشی.

ولی من می تونم همزمان هم برینم به عصمتت هم بشاشم به هیکلت.

نمی دونم چجوری بهت بفهمونم خاطره ها تو حماسه سازی هات و

گل افشانی هاتو  بقیه گه کاریات واسم هیچ جذابیتی نداره.من خیلی

بیشتر خوشحال میشم وقتی یه زری می زنم ببینم نمی دونی چیه یا

راجبش هیچ خاطره ای نداری.اصلا بیا یه قرار بزاریم همدیگه رو نبینیم.

باشه؟قرارشم با تو.

پ.ن۱)قول می دم به کسی نگم عکس ویکتوریا بکامو بت نشون دادم

گفتی بازیگرای خارجیو خیلی نمی شناسی.تو هم قول بده روزا ۵ به

بعد شروع کنی به میس انداختن.

 پ.ن ۲)هه هه.تربچه بازم دسته گل به اب داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 22:36  توسط سحر  | 

 

امروز یه پیر مرد دیوونه رو تو خیابون دیدیم که اومد جلو و بی مقدمه ش

روع کرد به چرت و پرت گفتن.اولین حرفیم زد این بود که امام خمینی

گفته فیلم ازدواج به سبک ایرانی پخش شده دیگه کارگردانشو واسه

چی می خواین بکشین.بعدم گفت که کارگردان فیلم شمعی در باد من

بودم و نویسنده رز زردو من ساختم(توجه به جنبه ی دستوری جمله)

منم می خواستم بگم مربی پرسپولیس دهه ی شصت من بودم.توتو تو

سینما پارادیزو هم داداشمه.در کل خیلی باهاش حال کردم.هیچ جوره

از رو نمیرفت.

پ.ن.۱)انگیزه ی یه سریا از دادن عروسک خرس به مرد سی ساله

چیه؟ولنتاین خیلی رسم خزیه

پ.ن۲)به امید خدا این فونت مقبول طبع مردم صاحب نظر باشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 22:44  توسط سحر  | 

 

ورژن ۱

سکانس اول

من: الو سلا من سپیده ام.الان کلاسم.سحر خونست اگه کارش داری زنگ بزن خونه.

سکانس دو

الو سلام سپیده.اگه...... زنگ زد جواب نده

ورژن ۲

سکانس۱

من:سلام من خوابم.بعدا زنگ بزن

سکانس ۲

۵ساعت بعد

سپیده:الو سلام.........سحر خوابه بعدا زنگ بزن

ورژن ۳

سکانس ۱

من:ببین ما اسباب کشی داریم سرم خیلی شلوغه بعدا زنگ بزن.

اون:شما که یه هفته پیش اسباب کشی کردین.

من:در هر صورت سرم شلوغه خداحافظ(تق)

سکانس ۲

۳ ساعت بعد

سپیده:سلام سحر با دوستاش رفته بیرون.شب دیر میاد خونه.

ورژن ۴

۱۰ تا misscall

پ.ن)تو چرا نمی پیچی؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 22:14  توسط سحر  | 

 

 

من باید یه اعترافی بکنم....

این چند روزه اصلا سرم شلوغ نبود.اند فعالیتم این بود که با دسته جارو برقی میفتادم

 میفتادم دنبال هر کی که داره از بغلم رد می شه.بیشترم سپیده مورد حمله قرار می گرفت.چون بدتر از من همش تو دست و پا بود.

ولی خیلی خوش گذشت.

عاشق اون دو تا کارگری بودم که همه جعبه ها رو تا می رسیدن خونه پرت می کردن

رو زمین.یارو احساس کرده بود داره فیریزبی بازی میکنه جعبه رو از این سر خونه تا

اون سر خونه پرت میکرد به دوستش..اوج فاجعه قسمتی بود که زهره تو ترافیک با

جوراب پرید بیرون ادامس خرید اومد.ولی به عمرم انقدر نخندیده بودم که این سه

روزخندیدم.

پ.ن)این خونه جدیده خیلی خوبه.قناریم نداره که با صدای محسن نامجو بزنه زیر اواز.

موهای پسر همسایمونم مش کرده و بلند نیست.با ایس پکم دو دقیقه بیشتر فاصله

نداریم(از همه مهمتر)

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:41  توسط سحر  | 

 

خانم تربچه ی عزیز

جمله ی مورد قرار بررسی داد از نظر دستوری مشکل داره.

لطف کن و انقدر این جمله ی تخــ می رو بغل گوش من تکرار نکن.

                                                         از طرف شاگرد خلف شما........

این عین جمله ای بود که نوشتم و انداختم تو صندوق یشنهادات.

خیلیم از خودم راضیم.اصلا واسه همین کارامه که عاشق خودمم(اعتماد به نفسم یه

ان چسبید به سقف)

 پ.ن) تا جمعه سرم شلوغه در حد بنز .اگه سر نزدم شرمنده

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 21:51  توسط سحر  | 

 

دیروز خبردار شدم یکی از رپرهای ایرانی (که من اسمشم نشنیده بودم)

در برخورد با این حرف امینم که گفته بود fuck persian rap امینم رو دیس کرده

فکر کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امینمم تا چند روز دیگه  diss back میده.

پ.ن۱)داشتم فکر میکردم برم تو یونیسف از اون ور انجلینا جولی رو دیس کنم.

پ.ن۲)این چند روزه عجیب رفتم تو کف دنده عوض کردنای مردم.خیلی واسم مهم

شده نمی دونم چرا؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 23:23  توسط سحر  | 

 

    یکی از همین روزا بالاخره از جام بلند می شم و................... بلند میشم و اون

شلوار لامصب خانوم تربچه رو از تو جورابش در میارم.

بلند می شم و اون جا سوییچی عروسکی ناظم مدرسه رو از وسط نصف می کنم.

بلند می شم و ساعت سه ی نصف شب میرم زنگ خونه ی خالم رو میزنم و در میرم

بلند می شم و مادر اون مزاحم تلفنی بی شرف رو که از ساعت سه ظهر تا پنج ده

دقیقه یه بار تک میتدازه خونمون(اونم از تلفن عمومی)رو عروس می کنم.

بلند می شم و با یه قلیون کت و کلفت میرم کافی شاپ ببینم کی جرات

داره بهم چیزی بگه.

ولی باشه واسه بعد امتاحانام

پ.ن ۱)شاید پرده اتاقم شستم.

پ.ن.۲)هیچی مثل بیدار کردنم از خواب ظهر نمی تونه منو سگ کنه.ابجی سپیده

جون سحر اون سشوارو خاموش کن.

 

                                                                                                           

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 22:58  توسط سحر  | 

 

قبلا وقتی واسه یه امتحان نخونده بودم ده نمره رو واسه قبولی

می نوشتم و با خوشحالی میومدم بیرون.ولی الان باید هر چی از کل

کتاب فهمیدم واسه همه سوالام بنویسم بلکه ده نمره ازش دربیاد.

پ.ن۱)واسه گه خوریای گذشته ها ما باید جواب پس بدیم.

پ.ن۲)از تاریخم به اندازه ی هندسه بدم میاد(نه یه ذره کمتر)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 8:47  توسط سحر  | 

 

 

کجای دنیا واسه دادن سهم ادم به خودش واسش شرط میزارن که

اینجا دومیش باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من هنوزم  بپا زیاد دارم.

این گنده گوزی ها تو ببر یه جا دیگه بکن که دماغ ما کیپه کیپه.

پ.ن)مخاطب خاص داره.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:57  توسط سحر  |